زندگی یعنی آموختن صلح، نه با دیگران...بلکه باخودت ... +++ لذت بخش ترین چیز در زندگی انجام دادن کاری است که دیگران می گویند نمی توانیم. +++ خودت آن تغییری باش که دوست داری در دنیا ببینی (گاندی) +++ یک سفر هزاران مایلی، با برداشتن همون قدم اول شروع میشه +++ موفقیت؛ مجموعه ای از تلاش های کوچک روزانه است. +++ کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که از خود می پرسید.
  • slide001 0.jpg
  • slide0021.jpg
  • slide0022.jpg
  • slide005.jpg

عمومی

ویرجینیا ساتیر

Virgina Satir

ویرجینیا ساتیر (26 ژوئن1916 -10 سپتامبر 1988) یک مولف و روانپزشک امریکایی است که در خانواده درمانی و بازسازی بنیان خانواده شهرت دارد از ویرجینیا ساتیر به عنوان مادر خانواده درمانی یاد می کنند. معروفترین کتابهای او درمان پیوسته خانواده 1964‚ ساخت افراد 1972 و ساخت افراد جدید 1988 هستند. ویرجینیا ساتیر در ابداع مدل فرایند های تغییر در یک مدل روانشناختی توسعه یافته شهرت دارد‚ مدیریت تغییر و تجارت سازمانی در سالهای 1990 و 2000 به همراه این مدل تشریح می کند که چگونه تغییر در سازمان ها می تواند اثر گذار باشد. ویرجینیا ساتیر در 26 ژوئن 1916 در نیلزویل وینسکانسین به عنوان بزرگترین فرزند در بین پنج فرزند دیگر متولد شد.هنگامی که ویرجینیا پنج ساله بود از درد آپاندیس رنج می برد. مادر او که یک دانشمند مسیحی مومن بود از بردن او به نزد پزشک خودداری کرد هنگامی که پدر ساتیر تصمیم گرفت از دستور شوهرش سرپیچی کند آپاندیس دختر جوان پاره شده بود‚ پزشکان قادر به نجات جان او بودند اما ساتیر باید چند ماه در بیمارستان می ماند.

ویرجینیا ساتیر کودک کنجکاوی بود که در سن 3 سالگی خواندن را یاد گرفت و تا سن 9 سالگی توانست تمام کتابهایی را که در کتابخانه کوچک مدرسه وجود داشت را بخواند. در سال 1929 مادرش اصرار داشت که از مزرعه به میلواکی بروند تا ساتیر بتواند در دبیرستان شرکت کند‚ سالهای دبیرستان ساتیر همراه با افسردگی شدید بود او برای کمک به خانواده اش یک شغل نیمه وقت پیدا کرد و همینطور در بیشترین تعداد کلاسهای ممکن شرکت می کرد تا بتواند سریعتر فارغ التحصیل شود. در سال 1932 دیپلم دبیرستانش را گرفت و بی درنگ در کالج معلمان ایالت میلواکی ثبت نام کرد.

حرفه درمانگری.

پس از فارغ التحصیلی از مدرسه ویرجینیا ساتیر در تمرینات خصوصی شروع به کار کرد و در سال 1955 با موسسه روانپزشکی ایلینویز کار می کرد در حالی که درمانگران را تشویق می کرد بجای درمان های فردی بر روی خانواده ها تمرکز کنند. در پایان دهه او به کالیفرنیا رفت جایی که او موسسه تحقیقاتی ذهنی ام آر ای را در پالو آلتو کالیفرنیا پیدا کرد. در سال1962 موسسه تحقیقاتی ام آر ای یک کمک مالی از موسسه ملی بهداشت روان امریکا دریافت کرد که به انها اجازه می داد برای شروع اولین برنامه ی اموزش خانواده درمانی رسمی که تاکنون ارائه شده بود اقدام کنند و ساتیر به عنوان مدیر اموزش استخدام شد.

دو سال بعد ویرجینیا ساتیر به عنوان رهبر انجمن بین المللی خانواده درمانی منصوب شد ونیز به عضویت مشورتی شورای ملی عزت نفس درامد.

او همچنین با چند دکترای افتخاری از جمله دکترای سال در علوم اجتماعی از دانشگاه وینسکانسین – مدیسون در سال 1978 به رسمیت شناخته شد.

از افتخارات و جوایز دریافتی :

1976.برنده مدال طلای "خدمت ممتاز و استوار به بشریت" تز دانشگاه شیکاگو.

1978.مفتخر به دریافت دکترای افتخاری علوم اجتماعی از دانشگاه وینسکانسین – مدیسون.

1982.برگزیده به عنوان یکی از دوازده رهبر تاثیر گذار در جهان توسط دولت المان غربی.

1985. پس از کار درخشان او در کنفرانس توسعه روان درمانی در فونیکس آریزونا مجله تایمز از یک همکار نقل قول می کند: او می تواند هر تالار کنفرانسی را در کشور پر کند.

1985. برگزیده اکادمی ملی معتبر به عنوان یکی از دو عضو برای توصیه ی نگرانی های سلامت برای گنگره ایالت متحده.

1986. برگزیده به عنوان عضو کنسول بین المللی سالمندان.

1987.نام گذاری شده به عنوان عضو جامعه دارویی چکوسلاواکی.

ویرجینیا ساتیر اولین کتابش به نام خانواده درمانی پیوسته را در سال 1964 منتشر کرد. شهرت ویرجینیا با کتابهای بعدی او افزایش یافت و برای معرفی روش های درمانیش به سایر نقاط دنیا سفر کرد. او همچنین یک دیپلمات خبره در آکادمی مدد کاران اجتماعی شد و برای خدمات برجسته خانواده درمانی جایزه سازمان امریکایی را دریافت کرد. ساتیر اغلب درمان ها و تاملات شاعرانه را هم در کارگاهای عمومی و هم در نوشته هایش یکپارچه می کرد. یکی از مشهورترین کارهایش "من من هستم" است که توسط ویرجینیا ساتیر در پاسخ به سوال مطرح شده توسط یک دختر نوجوان نوشته شده است.

"من من هستم"

در تمام دنیا هیچ کس دیگر دقیقا شبیه من نیست

هر رفتاری که از من سر میزند مخصوص من است

چون من به تنهایی انتخابش کردم.من مالک هرچیز مربوط به خودم هستم

بدنم. احساستم. دهانم. صدایم و همه کارهایم

من صاحب همه علایقم. رویاهایم. امیدهایم و ترس هایم هستم

من صاحب همه پیروزی ها و موفقیت هایم هستم

و همه شکست ها و اشتباهاتم چون من مالک همه خودم هستم

من می توانم با خودم یکی و تنگاتنگ شوم

می توانم در همه قسمت هایم عاشق خودم باشم وبا خود صمیمی شوم

می دانم جنبه هایی در من وجود دارد که می تواند مرا تکمیل تر کند

و جنبه های دیگر که من نمی دانم اما از انجایی که با خود صمیمی

و دوستدار خود هستم می توانم شجاعانه و با امید به دنبال راه حلی

برای تکمیل خود بگردم. هرطور که بنظر بیایم هرچیزی که انجام دهم و بگویم

و در این لحظه هرچیزی که بدان فکر کنم و احساس کنم مخصوص خودم است

من می توانم ببینم. بشنوم. احساس کنم. فکر کنم. بگویم و انجام دهم. من ابزار زنده ماندن را دارم برای نزدیک شدن به دیگران. برای تولید احساس و برای منظم کردن دنیای افراد و اشیا بیرون از خودم ....

من صاحب خود هستم و بنابر این می توانم خود را درست کنم

"من من هستم"

و من خوبم.

www.alborznlp.com